ميرزا محمد حيدر دوغلات
211
تاريخ رشيدى ( فارسي )
( 206 ) . امير قمر الدين يكى از پنج برادرى بود كه حكام نواحى مغولستان بودند و وارث امراى دوغلات سابق ( يعنى حكام ايالتى ) محسوب مىشوند كه چغتاى خان آنها را به اين مقام منصوب ساخته بود . برادران عبارت بودند از تولك در كاشغر ، بولاجى در آقسو ، قمر الدين در آتباشى ، شمس الدين كه گفته شده در جنگ لاى ( يا باتلاق ) شركت داشته ، و شيخ دولت كه تنها نامى از وى باقى مانده است . بعد از تولك كه برادر بزرگتر بود ، امير بولاجى به الوس بيگى رسيد و بعد از او پسرش خدايداد كه در زمان مرگ پدر هفت ساله بود مقام الوس بيگى يافت ( ر . ك : بللو در troper . kray ( گزارشى از مأموريت ياركند ، ص 151 ) . ( 207 ) . نسخه خطى تركى ، بوكلداش آورده ؛ يكى از نسخ فارسى كوكلداش يا ( گوكلداش ) به معنى دوست هم قسم يا برادر رضاعى آورده كه بدون ترديد ، همين قرائت درست است . ( 208 ) . مملكت ساريغ اويغور يا اويغورهاى زرد در شرق ختن و چارچان واقع است ( ر . ك : ص 194 و 757 ، پىنوشتهاى شمارهء 17 و 580 ) . ( 209 ) . [ در ترجمهء انگليسى ، جرجان آورده و چنين توضيح داده ( م ) : ] چارچان يا چارچند ، ميان ختن و مملكت لوبنور . ( 210 ) . [ در ترجمهء انگليسى لوب كتك آورده و چنين توضيح داده ( م ) : ] يا لوب كنك ، ناحيهاى در اطراف درياچه لوب . ( در مورد كتك يا كنك ، ر . ك : ص 196 ، پىنوشت شمارهء 20 ) . ( 211 ) . وى دختر خان بود . ( 212 ) . ميرزا حيدر خواننده را ترديد قرار مىدهد كه كدام يك از دو شهر - تورفان يا قرهخوجه - دار الاسلام ناميده مىشده . در واقع اين دو شهر حدود بيست و شش يا بيست و هفت مايل از هم فاصله دارند . در روزگار مؤلف ما ، تورفان مهمتر بوده و معمولا ايالت خاننشينى محسوب مىشده است . اما در ازمنه قديم ، قرهخواجه اهميت داشته و به اين ترتيب با قطعيت زياد نمىتوان گفت كه كدام يك از آنها در تاريخ مورد نظر ، پايتخت و دار الاسلام بوده است . همچنين ممكن است كه منظور وى تمامى ولايت يا استان اويغورستان بوده چنانچه بعدها ، خاناتى را كه در شرق كوچر امروزى واقع شده و تورفان پايتخت آن است ، خانات ناميده . چنانچه بعدها خواهيم ديد ، وى براى ممالك يا نواحى ، غالبا اسامى دوگانه يا جفت به كار برده و گاهى به همان ترتيب ، ولايت اويغورستان را « چاليش - تورفان » ناميده است . ( در مورد هويت قرهخوجه ( هو - چوچينيان ) با كائوچانگ قديمى و غيره ر . ك : بخش پنجم مقدمه . ) ( 213 ) . « يك اطلس » و « يك گاو كبود » ، شايد از رموز قدرت يا تحريفى از نام محل بوده كه به طور نادرست رونويسى شده است . به هر حال ترديدى نيست كه قرائت آنها در متن ، يك اطلس و يك گاو كبود است - كلماتى كه من نمىتوانم ولايت يا نواحىاى را به اين نام پيدا كنم . ( 214 ) . ايران و تركيه . ( 215 ) . قميز يا قيميز آشاميدنى تلخى است كه از شير تخمير شده ماديان به دست مىآيد . - راس . ( 216 ) . در متن اصلى دو كلمه نامفهوم و با املاء آشفته به صورت قوبالغه و ساوسن وجود دارد ، نسخه نت نيز به همان صورت رونويسى كرده و نسخه انگليسى آن را به كلى حذف كرده است . ( م ) ( 217 ) . كرياس بر وزن الياس ، دربار پادشاهان و امرا و اعيان را گويند . ( برهان قاطع ) . در ترجمه انگليسى آن را درياچه خوانده و عبارت را به اين صورت درآورده : كه ديدند از ساحل درياچه كرياس . . . ( م ) . ( 218 ) . يساول را مىتوان فراش خلوت ترجمه كرد . گاهى به گرزدار اطلاق مىگردد . ( 219 ) . 770 ( م ) . ( 220 ) . 807 ( م ) . مرگ تيمور در فوريه 1405 يا حدود نيمه 807 هجرى اتفاق افتاد كه آغاز آن مطابق دهم ژوئيه